ناگفته های تو را نمی دانم.اما ناگفته های من غده ای شده که برسراسر سینه ام سنگینی می کند.وبغضی که گلویم را می فشارد.افسوس که چشمانمان دیدن می تواند وذهنمان تشخیص را.ولی زبانمان از گفتن هراس دارد!
  • معرفی کتاب ها
  • مطالب پیشنهادی
  • برچسب ها
rahae
متن ادبی ناگفته های من و تو
تاریخ:۰۳ مهر ۱۳۹۳
2-Copy
رمان تو را دوست دارم . . .
تاریخ:۱۶ آبان ۱۳۹۲
images
رمان بگذار زندگی سخن بگوید . . .
تاریخ:۳۰ فروردین ۱۳۹۲
GUT
رمان تندیس
تاریخ:۰۳ مرداد ۱۳۹۱

تاریخ:۰۲ تیر ۱۳۹۶
قدم میزنم…!
تاریخ:۱۸ شهریور ۱۳۹۴
رمان تندیس
تاریخ:۰۳ مرداد ۱۳۹۱
متن ادبی ناگفته های من و تو
تاریخ:۰۳ مهر ۱۳۹۳
رمان تو را دوست دارم . . .
تاریخ:۱۶ آبان ۱۳۹۲
رمان بگذار زندگی سخن بگوید . . .
تاریخ:۳۰ فروردین ۱۳۹۲
زندگی گواه توست
تاریخ:۲۲ اسفند ۱۳۹۰
گندمزار
تاریخ:۱۸ فروردین ۱۳۹۱
» نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۲۸-۹۰       » نظرات : 1

 

 

چون به دیدار دوست می روی.دیدار را دریاب…
کسی چه می داند؟شاید فرصتی دیگر دست ندهد.
انگاه پشیمانی سودی نخواهد داشت.
درست همان گذشته نشگفته ازارت خواهد داد.
همان چیزی که می خواستی بگویی ونتوانستی.
کسانی هستند که ارزو دارند به کسی بگویند
“دوستت دارم”
وسالهاست دودلندواین را برزبان نمی رانند.
روزی می رسد که او می رود وتو می گریی.وفریاد بر می اوری.نتوانستم به او بگویم “دوستش دارم”
افسوس…

 

 

  • » دسته بندی ها: روانشناسی
  • » نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۲۸-۹۰       » نظرات : 0

     

     

    گفتم بی اعتنایی هایت روحم را خراش می دهد.
    پوزخند زدی وگفتی:من نمی توانم به خاطر تو از کار وزندگی ام بگذرم.
    ومن فقط درمانده نگاهت کردم:ازمن چه؟می توانی از من به خاطر کار رو زندگی ات بگذری؟
    وتو بازخندیدی.پوزخندی که قلبم را خراش داد.صدایت لبریز از غرور بود.گفتی:تو چیزیت نمی شود با پول بر می گردم.
    ورفتی و من در سوگ عشق شیشه ای که به خاطر پول شکست تمام روزهای نبودنت را گریستم.
    وتو اکنون باز گشته ای.با کیفی پر از پول.ونمی دانی که این کیف اگر چند برابر هم بود برای التیام روح وقلب زخمی من چاره ساز نبود.
    می خندی ونمی دانی که تو عشق را به کیفی پراز پول فروخته ای وچه ارزان.تو حتی راه ورسم تجارت هم نمی دانی.
    حال باید پولهایت را خرج کنی تا عشقی پیدا کنی که تو رابه خاطر پولهایت می خواهد نه به خاطر خودت.

     

    » نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۲۲-۹۰       » نظرات : 82

    مرا ببخشید می خواستم به خاطر نزدیک شدن عید و روزهای قشنگ بهاری پست دیگری را بنویسم اما دیشب بدون اینکه بخواهم هنگام سکوت شبانه ام این متن از ذهنم گذشت ومرا مجبور کرد همان هنگام آن را بر این صفحه سفید بنگارم.اگر با حال هوای عیدانه شما مطابق نست.مرا عفو کنید.

    زیباترین جایگاه آدمی !می دانی کجاست؟نزدیک تر از هر جایی دست به سینه وسر فرو افکنده در بارگاه خالق ایستادن.

    زیباترین شیوه زندگی آدمی!می دانی چیست؟برتر از هر راه وروشی خواست خالق را زیستن.

    زیباترین مقام ادمی میدانی! کدام است؟بالاتر از هر مقام وعنوانی بنده خالق بودن.

    زیباترین عشق آدمی!می دانی کیست؟محبوبتر از هر معشوقی مهربانتر از هر یاری،عشق خدا را زیستن.

    نمی دانی! زندگی تو بر این نداستن گواه است.نمی دانی ومن نیز قادر به فهماندنش نیستم.زیرا که خود نیز نمی دانم.ولی خوب می فهمم که چرا پیامبران اینگونه عاشقانه از او گفتند وجاودانه شدند.اما نمی دانم چرا نمی توانم از هزار توی این زندگی پر از رفاه وآرامش  که هر روز بر لایه های رنگین آن افزوده می شود بگذرم وبه او بپیوندم.

    می بینم ، نمی فهمم.می شنوم درک نمی کنم. می دانم قشنگترین احساسم لحظه ایست که شرمزده ودست خالی روبه رویش ایستاده ام واو چه با محبت وعشق  نگاهم می کند ومن با اینکه غرق گناهم لبریز لذت می شوم از این نگاه مهربان وبخشنده..وباز پر از حس یاس و گناه میشوم که چگونه هر چیزی فانی را  پسندیم جز مقام بندگی او را.وباز نگاه پر از لطف بخشایشگرش غرق لذتم می کند.می خواهم فراموش کنم با جانی که او به من بخشید چه کردم.اما نمی شود.باز برخود خشم می گیرم چرا جز او کس دیگری را به خانه عشقم به قلبم راه دادم. به جایگاه والای پرورردگارم.چه کسانی را نشاندم.این بار هم نگاه عاشقانه او مرا برمن می بخشد.اما من………!؟

    اما من با این احساس گناه چه کنم؟من با این همه سال که بدون عشق او به هدر رفته چه کنم؟من!!! با سالهایی که او در پی ام بوده ومن از او گریخته ام چه کنم؟او همیشه ناظرم بوده ومن چه ها که نکرده ام؟

    به چه روی باز به نگاه عاشقش چشم بدوزم وغرق لذت شوم.چگونه؟؟؟بگو فرشته چگونه؟؟؟بگو! تو که این همه سال با من بودی وسوسه گرانه مرا به هر سو کشاندی بگو:بگو اکنون با این جان شرمزده وپشیمان چه کنم؟چگونه او را به خالقش باز گردانم؟اگر پرسید با جانی که به تو  بخشیدم چه کردی؟ چه بگویم؟اگر بپرسد این روح  خراشیده وداغون همانی بود که من به تو هدیه کردم؟چه بگویم؟.بگویم این همه زخم،این همه حرص این همه بار سنگین شکننده را چه کسی بر من تحمیل کرد به جز خود من!!!

    بگو:باید چه پاسخی بدهم وقتی نگاه پرسشگراو مرا به آتش می کشد.بگویم نفهمیدم ! ندیدم!نشنیدم!می شود؟می شود با بهانه ندانستن او را مجاب کرد؟گیرم که شد.گیرم که او از سر عشق کرده هایت را ندیده گرفت.تو چه می کنی؟چه می کنی؟در آغوش آن همه عشق، آن همه لطف آن همه بخشایش سر بر می داری خود را از او می دانی؟نگاه در نگاهش می دوزی وبر خود افتخار می کنی.که نمره بخشش گرفته ای؟می توانی فرشته؟؟؟

    نه نمی توانی! اما بگذار برایت بگویم که خدا خوب می داندبدترین تنبیه گناهکار بخشیدن ومحبت کردن به اوست.این از هر جهنمی سوزنده تر وگدازنده تر است.خدا دلش نمی آید تورا بسوزاند.چون عاشق مخلوق خود است.

    اما تورا آتش کرده هایت می سوزاند.

    » نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 27

     

    گفتم دوستت دارم و او
    وحشت زده نگاهم کرد واز جا برخاست ونگاه مغرور وتبدارش دلم را به ویرانی کشاند.
    ومن قامت بلند وورزیده اش را دیدم که از چهار چوب در گذشت وسایه اش به دیوار اتاق جا ماند.
    وچشمان من به روی سایه بلند او پرده ای از اشک کشید.
    سایه اش هنوز روی دیوار اتاقم جا مانده است ومن هرروزبا سایه اش حرف می زنم.هر روز که چشمانم را می گشایم به او می گویم که دوستت دارم.واوفقط گوش می دهد.
    اما چرا؟؟؟چرا خودش این را پذیرفت؟؟؟
    مگرازمن چه می خواست به غیر از دوست داشتن؟؟؟

     

  • » دسته بندی ها: روابط , عاشقانه , عشق , متن ادبی
  • » نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 4

     

    زیر این سقف منقش خط ناموزون نیست…کجی دایره از طرز نگاه من وتوست!
    وقتی به کمک کسی می شتانی به این که اوکیست فکر نکن.خوب وبد بودن او به تو مربوط نیست به فکر کمک باش.
    وقتی ذهن کسی آمادگی پذیرفتن حقیقتی رو ندارد .تو هرچه بیشتر سعی کنی حصا دفاعی او محکمتر می شود.
    در مورد دیگران از آنجایی که آنها استاده اند قضاوت کنیم ،نه از جایی که خودمان ایستاده ایم.
    گاه زخمی که به پا داشته ام زیر وبم های زمین را به آموخته است.
    در جدال با مشکلا گاهی سکوت کنیم شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.
    اگر قرار باشد به کسی وفادار بمانیم چه کسی مهمتر از خودمان وجود دارد.
    شرط پیمان ازل نیست که من با همه رنگ…هر کجا می رود این مردم دنیا بروم.
    می تونی دایره باشی یا خط تا بی نهایت.انتخاب با توست.
    عبادت به جز خدمت خلق نیست…به تسبیح وسجاده ودلق نیست.
    هر نوع استعدای در وجود بشر در چالش با زندگیست که خود را عیان می سازد.
    با شیطان درون آدمها بجنگید نه با خود انها.
    هر چیزی را باور کنید موقعیتی ایجاد می کنید که ان را تایید کند.
    فاصله تابش خودرابادیگران تنظیم کن.خداوندخورشید رادرجایی قرار داده که گرم کن ولی نسوزاند.
    چند می گویی سخن از عیب ونقص دیگران خویش را اول مداوا کن کمال این است وبس.

     

    » نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 11

    -همیشه از کلمه ما استفاده کنید.نه (من)و(تو)
    -در مقابل مرد لجبازی نکنید هر چند حق با شما باشد.
    -با اشنایان و دوستان بیش از حد معمول گرم نگیرید.
    -در رفت وامد ومعاشرت با بستگان ودوستان او پیشقدم باشید.
    -از تعریف وتمجید بستگان خود درمقابل فامیل او خودداری کنید.
    -زحماتی که برای پذیرایی از خویشان او می کشید بهرویش نیاورید.
    -هیچ گاه از مردان دیگر در مقابل او تعریف نکنید.
    -همیشه در برابراو مرتب،منظم وزیبا باشید.
    -گوش کردن را یاد بگیرید.به او فرصت دهید تا بار دل خود را خالی کند.
    -از مقایسه اوبا مردان دیگر دست بردارید.
    -در اجتماع موجب آبرو،اعتباروشخصیت مرد خود باشید.
    -اگر زنی نمی خواهد مردی به جرم با او بودن مورد تمسخر دیگران قرار گیردباید خودرا صاحب شخصیت اجتماعی بسازد.
    -زنی که به مردش الهام می کند چگونه با حسن نیت ومحبت با مردم برخورد کند ثروت مرد است.
    -همیشه با رفتاروحرف واشاره به مرد خود بگویید که دوستش دارید.
    -اگر می خواهید قلب مردان را تسخیر کنید هر روزازکلمات محبت امیز وعشق وعلاقه ودوستی خودبا او صحبت کنید.البته این را درنظر بگیریدکه زیاده روی در هر کاری غلط است.
    -قدر کارهای خوب مردتان را بدانیدوصمیمانه از او سپاسگذاری کنید.
    -به مرد خود بی شائبه مهر بورزید.لازمه عشق ومحبت حقیقی ان است که در مقابل محبت و وظیفه شناسی خود انتظار عشق و محبت متقابل را نداشته باشیم.در این گونه موارد روح ما دستخوش تنگ نظری وبی همتی می گردد
    -اگر می خواهید رابطه عاطفی بااو برقرار کنید سعی کنید به او خشنودی وزضایت از شخصیت خودش را بدهید.
    -انسانها به سه دسته تقسیم می شوند.سمعی هااز تعریف وتمجید شخصیتشان خوششان شاد می شوند.بصری ها از کادو وهدیه دادن.لمسی ها از در آغوش کشیدن و نوازش کردن.ببینید مرد شما جزءکدام دسته است.
    -گاهی در مورد مسائل عمومی ولذت بخش با او صحبت کنید یا عاشقانه به هم نگاه کنید.
    -به مسئل جنسی اهمیت بدهید واز رموز ان اگاهی بیابید.
    -فرهنگ سفر کردن با مرد خود را بیاموزید.سفر به معنی ارامش و تسکین است بنابراین با اوکناربیایید.
    -مردها به قدر شناسی و پذیرش واعتماد نیاز دارند.از مردانگی وقدرت انها تعریف کنید.
    -به او بگویید که در دنیا اورابا هیچ مردی عوض نمی کنید.
    -زمانی که از او هدیه می گیرید خودش را تحسین کنید نه هدیه را.به او بگویید که فقط تو می دانی چه لباس و زیورالاتی به من می اید.وسلیقه بسیا خوبی داری.
    -یکی از عکس های خوب اورا همیشه با خود داشته باشید
    -برایش کلمات عاشقانه بنویسید ودر جاهای که احتمالش را نمی هد قرار دهید..در کیف دستی یا سینی صبحانه….
    -مردان در جستجوی زنانی هستند که انها را تشویق وترغیب نموده و احساس برتری را در آنها برانگیزانند.
    -در حضور دیگران عشق به اورا عنوان کنید.این موضوع احساس غرور وشادی را در مرد برمی انگیزد.
    -مرد خودرا به اسم صدا بزنید زیرا نام هرکس برایش مطبوع ترین کلمه است.
    -درزمان بروزمشکل خودرا جای او بگذارید بعد نظر بدهید.
    -هیچ گاه با مردان غریبه بیش ار حد گرم نگیرید.هر چند نسبت به هم اعتماد داشته باشید.
    -بد ترین طرز فکر در زندگی این است:اگر با کس دیگری بودم زندگی ام بهتر بود.
    -به کلام خود اهنگ بدهیدومرتب ریتم صدایتان را بالا و پایین ببرید.انچه مهم تر را با صدای بلند تر و یا پایین تر بگویید تا او توجه پایدار تری به کلام شما داشته باشد.
    -مردان عاشق قدرتند.مرد از این که قدرتمند باشد حظ می کند.جان مرد قدرت اوست.از قدرت جسمی ومعنوی ومالی و عقلی وتحصلی وغیره او تعریف کنید.تحسین توانایی های مرد یعنی انفجار صمیمیت.
    -در زمینه مدیریت وتونایی جنسی اورا تحسین کنید.
    -یکی از شکننده ترین رفتارها التماس است.تمنا کردن شمارا خفیف وخوار می کند.به هیچ وجه از مردخود وضعیت یا موقعیتی را با التماس نخواهید.
    -غالبا زناشویی زمانی موفقیت امیز است که طرفین اهداف مشترکی داشته باشند.هرگاه خواهش شما مغایر با مصالح و منافع اوست با طیب خاطر ان را رها کنید.
    -به عشق مرد خود مطمعن باشید و مزاحم او نشوید.
    -نود درصد مردها به خاطر عشق تن به زناشویی می دهند زیرا نیازمند محبت هستند.پس عشق خود را به انها ثابت کنید.
    -زناشویی کار افراد بالغ و رشید است برای جلب محبت اودایما به کوشش های بی دریغ خود بیافزایید.
    -نداشتن رابطه جنسی علامت خطری است که نشان می دهد مردتان علاقه اش را به شما از دست داده است.
    -از لحاظ جنسی به یکدیگر خوش خدمتی کنید.
    -تمایلات و نیازهای شوهرتان را به عالی ترین شکل ممکن پاسخ دهید.
    -یکی از کلمات خوبی که می توانید به مردها بگویید این است:تنها چیزی که الان می خواهم این است که برای تو یک خانوم تمام عیار باشم.
    -اگر از مرد حمایت می خواهید باید ان را به راحتی طلب کنید.اگر در اصل از مرد تقاضایی نکنید جال حمایت کمتری خواهیم کرد ویا اصلا از طرف او حمایت نخواهیم شد.
    -مردها هرازچند گاهی از توجه و محبت های ظریف خوشحال می شوندولیکن زیاده روی در این توجهات اعتماد وی را از بین می بردوموجب بی علاقگی او می شود.
    -زنان با حفظ روحیه خوب می توانند احساسات منفی خود را مثلا در رابطه با روابط جنسی با مرد خود در میان بگذارند.از محکوم کردن یا طرد کردن یکدیگر دست برداریدوراه حل منطقی را بیابید.
    -به انسانها باید احساس ارزشمند بودن بدهید تا بهتر زندگی کنیدبنابراین با مرد خود درموردکارهای ارزشمندی که برایتان انجام داده حرف بزنید.
    -مردان دوست دارند تکیه گاه خوبی برای زنان باشندبهتر است به او تفهیم کنید که تکیه گاه خوبی برای شماست.با محبت.ارادت.لبخند گرم وبی ریا می توان تلخی ها رابه شیرینی تبدیل کرد.
    -بعد از رابطه جنسی به یکدیگر عشق بورزید.
    -همیشه به او بفهمانید که به او نیاز داریدمرد اگرحس کرد مورد نیاز کسی نیستودر زندگی ادم مثبتی نمی باشد.انگیزه زندگی کردن وتحرک را ازدست می دهد.
    -در اجتماعات ویا مهمانی ها به مرد خود بیش از هر کسی توجه کنید.
    -بهترین راه عشق ورزیدن به هر کسی این است که بدانیم روزی اورا از دست خواهیم ادد.
    -کلید موفقیت شما در روابط چه مردتان باشد چه شخص دیگر در صراحت و فداکاری وازخودگذشتگی است.
    -به طور منظم در مقام تشویق و الهام بخشیدن وگوش دادن به مرد خود باشیداورا مطلوب وجذاب ودوست داشتنی بدانید به او بگویید که از مصاحبت با تو لذت می برم .تو به همین شکل که هستی برایم خواستنی هستی .
    -از حسد غرور وخودخواهی بپرهیزید.
    –بهترین ابزار یک زن در روابط با مرد صبر است.
    -اگر رنجشی از یکدیگر دارید ان را بیان کنید.
    -زنان بایدازمحبت زیاد بپرهیزند وهمچنین از احساسات پرشور ونیاز دایمی برای محبت دست بردارند.
    بیشتر مردان به زنان فهیمی احتیاج دارند که به زندگی مفهوم ببخشند چون دایما با کار دست وپنجه نرم می کنند واغلب احساس تنهایی دارند.
    -گاهی اگر از نشان دادن عواطف صرف نظر کنید مرد به خود می اید وشروع به اباز محبت می کند.زن باید به تقلیل نیازهای خوددر مورد افزایش محبت مرد بپردازد.
    -زنان باید یاد بگیرند خودرابه شدت به مرد وابسته نکنند.نقش یک همسر دور از دسترس را بازی کنید در این صورت مرد بیشتر به شما علاقمند می شود.
    -هیچ مردی نمی تواند نیاز شدید زنان به صمیمیت را براورده سازد.بدانید مردها،عملا زنان را نمی رنجانند
    -خودرابرای به دست اوردن یک رابطه عشقی قربانی نکنیدمردها ممکن است یک زن گوش به فرمان سنتی بخواهند اما بدانید که اگر عملا موفق شوند رفتارشان به مراتب بدتر خواهد بود.
    -عشق واقعی کم کم در حالی ساخته می شود که که با تضادها بر خورد کنیددر تمام روابط اختلافات وجود دارد باید این را فراموش کنید که نباید هیچ مشکلی وجود داشته باشد.مشکلات همیشه وجود دارند وباعث نزدیکی روابط می شوند.
    -در مشاجرات ودرگیریها خویشتن داری خانم منشانه را فراموش نکنید.
    -اماده پذیرش پیشنهادات مرد خودرا درخودتان به وجود اورید.ضمن اینکه خودرا تحقیر نکنید ورفتار غیر قابل قبول اورا نپذیرید.
    …وبدانید مردها همیشه بدون زنان چیزی را کم دارند.سعی کنید جای خود را در زندگی مرد خود پیدا کنید.جایی که تنها به شما اختصاص دارد.نه هیچ کس دیگر وبه او اعتماد کنید.انتخاب خودرا بپذیرید و با افکار مخرب زندگی خود او را دچار مشکل نکنید.
    » نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 1

     

    -بیایید بخشنده باشیم.اما نه به شخص.به خدا ببخشیم.فردرامانندصندوق پستی بدانید،وقتی نامه ای را پست می کنید مهم نیست که صندوق کهنه است یا نو.فقط نامه را درآن می اندازید ومطمعن هستید که نامه به مقصد خواهد رسید.مقصد ما خداست.با چنین اعتقادی ببخشیدوبدهید،آنگاه زندگیتان متبرک خواهد شد.
    -دنیا هیچ عیبی ندارد.عیبی که می بینیم ناشی از نگرش معیوب ماست.
    -نفرت را نفرت از بین نمی برد.بلکه عشق است که ان را نابود می سازد.
    -رها کنید همه چیزرا رها کنیدوبه خدا بسپارید اگر ناامید وافسرده،دلسردوآزرده وغمگین هستید.اگر می بینید که علیرغم تلاشتان موفق نشده اید رها کنید همه را.بگذارید که خدا هدایتتان کند وهمه امور زندگی تان را به عهده بگیردمعجزه در این است.
    -مرقیه زیارتی درونی است.رها کردن بیرون وپرداختن به درون.
    -تو ان چیزی خواهی شد که به ان می اندیشی وعمل می کنی.
    -دعا چون نیروی جاذبه واقعی است.
    “جی پی واسوانی”