ناگفته های تو را نمی دانم.اما ناگفته های من غده ای شده که برسراسر سینه ام سنگینی می کند.وبغضی که گلویم را می فشارد.افسوس که چشمانمان دیدن می تواند وذهنمان تشخیص را.ولی زبانمان از گفتن هراس دارد!
  • معرفی کتاب ها
  • مطالب پیشنهادی
  • برچسب ها
rahae
متن ادبی ناگفته های من و تو
تاریخ:۰۳ مهر ۱۳۹۳
2-Copy
رمان تو را دوست دارم . . .
تاریخ:۱۶ آبان ۱۳۹۲
images
رمان بگذار زندگی سخن بگوید . . .
تاریخ:۳۰ فروردین ۱۳۹۲
GUT
رمان تندیس
تاریخ:۰۳ مرداد ۱۳۹۱

تاریخ:۰۲ تیر ۱۳۹۶
قدم میزنم…!
تاریخ:۱۸ شهریور ۱۳۹۴
رمان تندیس
تاریخ:۰۳ مرداد ۱۳۹۱
متن ادبی ناگفته های من و تو
تاریخ:۰۳ مهر ۱۳۹۳
رمان تو را دوست دارم . . .
تاریخ:۱۶ آبان ۱۳۹۲
رمان بگذار زندگی سخن بگوید . . .
تاریخ:۳۰ فروردین ۱۳۹۲
زندگی گواه توست
تاریخ:۲۲ اسفند ۱۳۹۰
گندمزار
تاریخ:۱۸ فروردین ۱۳۹۱
» نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۰۲-۰۳-۹۱       » نظرات : 1

 

 

من سکوت خدا را در مقابل تمام کارهایم می بینم.او در سکوت تماشایم می کند:
آیا به اشتباهم پی خواهم برد؟ایا آن را جبران خواهم کرد؟آیا او را خواهم دید؟آیا خواهم فهمید چرا این گونه در گیرم؟ودلیل این همه سر گردانی واشفته گی چیست؟
من که مدام نگران امروز وفردای زمینم.من که در حصار ترسها وتردیدها وشکست ها واشتباها وتاریکی ها وناامیدیها غرقم.راهی برای خروج خواهم یافت؟
من همواره دستان او را می بینم که همواره به سوی من دراز است تا مرا بسوی عشق،آرامش،بخشش وگذشت،ایمان وامید ونور وحقیقت هدایت کند.
آیا می توانم حامل بهترین ها باشم.یا مدام در پیله خود اسیر اما واگرهای زمین خواهم ماند!!!
من خدارا می بینم .در نگاه دوستانم .در گرفتاری روزهایم،در لبخند کودکان ودرخشم دشمنان.در هر کجا گام می گذارم او یک قدم از من جلوتر است تا راهم را هموار سازد.
ومن مدام در حال دویدن بسوی بهترین ها بهتررین روزهای زندگی ام را بدون لذت بردن ولمس لحظه های ناب از دست می دهم.
در فرار از این جاده هیچ به یادم نمانده است جز صدای نفس های بریده وبی امان دختری که فراموش کرده بود زندگی دویدنی جنون امیز همچون موشها نیست.زندگی پروازی شگفت انگیز چون پرواز عقابهاست.
من مثل گلی که همیشه نگران خارهای خویش است وهراس آن خارها هر گز نمی گذارند لذت گل بودن را حس کند خود را محکوم به تلخ زیستن کرده بودم
اما اینک می دانم هر مرحله ازندگی من به خودی خود کامل بوده است من مدام در گیر اموزشهای غلط اطرافیانم به دنبال بهترینها می دویدم بدون اینکه معنی بهترین را بدانم.
من از خدا خواستم مرا آنگونه بسازد که می خواهدوهمه چیز از همانجا آغاز شد.خدا سکوت کرد ودرنگاه او خودم را دیدم.
“اشرف مخلوقات”تو می دانی یعنی چه؟اگر هنوز به این جمله شک داری نگاهی به اطراف خود بینداز.به دنیایی که خلق کردی در بد ترین شرایط .هنوز هستی وهنوز نگاه خدا وند به توست.خودت را درنگاه او پیدا کن.

 

 

» نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 3

-عشق رها می کندآنچه را که نیاز خوانده می شود.
-عشق یعنی اینکه اگر اطرافیانت برخلاف میل تو انتخابی کردند محبت خودراازانهادریغ نکنی.
-بگذاردنیای بیرون تو همانی که هست باشد.جهان درون خودرامطابق با میل خود بیافرین.
-نخست باید مرکز خودرا پیدا کنیم.آنجا که حقیقت درونی واصالت من وما جادارد.
-پاسخ کس دیگری را به جای پاسخ خود نپذیر همواره برای ان کسی که هستی ارزش قائل شو.
-رویدادهای زندگی سبب می شود به یاد بیاوری چه کسی هستی.
-ایا باید از خدا بترسی که بد نباشی؟
-وقتی انچه روی می دهد رابه هررویداددیگری ترجیح دادی به استادی رسیده ای.
-راز زندگی ان نیست که هر چه می خواهید را داسته باشید.بلکه ان است که انچه را دارید را بخواهید.
-برای انجام هیچ کاری راه درست وجود ندارد.تنها راه همان است که تو انتخاب می کنی .راه خودرا راه درست کن.
-تمام اندیشه های بزرگ در اغاز اهانت خوانده می شوند.
-گوش فرادادن به خود تورا از گوش فرا دادن به تمام چیزهای دیگر باز می دارد.
-با دیگران همانی کن که دوست داری با تو بکنند.
-سعی نکن مشل کسی را حا کنی فقط شنونده خوبی باش.
-هنگامی که گمان می کنی تنها هستی به خدا رو کن.
-رضامندی نسبت به چیزی به معنای تایید ان نیست.به معنای ان است که چه با ان موافق باشید چه مخالف ان را با اغوش با پذیرا شوید.
-حتی تاریکترین لحظه ها موهبت خداوند است.
-هر انچه می رود باز می گردد.
-هیچ گاه به پشت سرت نگاه نکن.
-افرادی که برخلاف میل تو کار هایی انجام داده اند در زندگی هیچ اسیبی به تو نرسانده اند..
“نیل دونالدوالش”