ناگفته های تو را نمی دانم.اما ناگفته های من غده ای شده که برسراسر سینه ام سنگینی می کند.وبغضی که گلویم را می فشارد.افسوس که چشمانمان دیدن می تواند وذهنمان تشخیص را.ولی زبانمان از گفتن هراس دارد!
  • معرفی کتاب ها
  • مطالب پیشنهادی
  • برچسب ها
rahae
متن ادبی ناگفته های من و تو
تاریخ:۰۳ مهر ۱۳۹۳
2-Copy
رمان تو را دوست دارم . . .
تاریخ:۱۶ آبان ۱۳۹۲
images
رمان بگذار زندگی سخن بگوید . . .
تاریخ:۳۰ فروردین ۱۳۹۲
GUT
رمان تندیس
تاریخ:۰۳ مرداد ۱۳۹۱

تاریخ:۰۲ تیر ۱۳۹۶
قدم میزنم…!
تاریخ:۱۸ شهریور ۱۳۹۴
رمان تندیس
تاریخ:۰۳ مرداد ۱۳۹۱
متن ادبی ناگفته های من و تو
تاریخ:۰۳ مهر ۱۳۹۳
رمان تو را دوست دارم . . .
تاریخ:۱۶ آبان ۱۳۹۲
رمان بگذار زندگی سخن بگوید . . .
تاریخ:۳۰ فروردین ۱۳۹۲
زندگی گواه توست
تاریخ:۲۲ اسفند ۱۳۹۰
گندمزار
تاریخ:۱۸ فروردین ۱۳۹۱
» نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 0

 

 

تمام عمر با احساس یک گرسنگی عظیم یا یک تشنگی ژرف برای بدست آوردن چیزی می زیستم که نمی دانستم چیست؟
عشق؟!
عشق حقیقی بدان مفهوم است که تمامی آنچه راداری به محبوب ببخشی چنان که هیچ چیز برای خودت باقی نماند.
عشق کششی است که عناصر وارکان جهان را به هم پیوند میدهد.
طبایع جز کشش کاری ندارند/حکیمان این کشش راعشق خوانند/گر اندیشه کنی از راه بینش/به عشق است ایستاده آفرینش.
در رخ لیلی نمودم خویش را /سوختم مجنون خام اندیش را/می گریستم در دلش با درد دوست /اوگمان می کرد اشک چشم اوست!
من همان عشقم که در فرهاد بود/اونمی دانست وخود راذ می ستود/من همی کندم نه تیشه کوه را/عشق شیرین می کند اندوه را.
عشق:کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر وبزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا.
عشق شیریست قوی پنجه وبی باک که گوید/هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه من.
عشق قانونی است که تمامی قانونهای دیگر رادرخود خلاصه می کند.وفرمانی است در توجیه تمام فرمانهای دیگر.
بیستون راعشق کند و شهرتش فرهاد برد.
عشق را از ماهی ها بیاموزید که چه بی پایان آب را پرازبوسه های بی پاسح می کنند.
اگر بر تمام اسرار وتمام دانش ها آگاه باشم.اگر ایمانم چنان کامل باشد تا آنجا که کوهها را جابه جا کنم و عشق نداشته باشم. هیچم. اگر تمامی اموالم را میان فقرا تقسیم کنم واگر بدن خودرابه آتش بسپارم واما عشق نداشته باشم هیچ حاصلی در دستم نیست.
پیوند عشق حقیقی به مرگ گسسته نمی شود چه رسد به دوری.
هرچه را گفتند آخری دراد به غیر از حرف عشق/این همه گفتند واخر نیست این افسانه را.
بگذار تا شیطنت عشق چشمانت را به عرایانی خود بگشاید حتی اگر معنای ان به جز رنج وبدبختی نباشد اما کوری را هرگز به خاطر ارامش ان تحمل نکن.
عشق بهانه آغاز بود وانسان محکوم این واژه جرمش دوست داشتن.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد/فرزند مرا عشق بیاموز دگر هیچ.
عشق بالی است که خداوند به انسان داده است تا با آن به سوی او پرواز کند.
عشق بازیچه نیست بال پرواز به اوج است.
عشق آن شعله ایست که چون برافروخت /هر چه جز معشوق باقی همه را سوخت.
عشق چیزی است که تو را زنده نگه می دارد.حتی پس از مرگ.عشق چگونگی زنده ماندن است.
هر که را درعشق چشمی باز شد پای کوبان امد جانباز شد.
عشق چون اید برد هوش ودل فرزانه را/دزددانا می کشد اول چراغ خانه را /انچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد/در میان خانه گم کردیم صاحبخانه را
عشق راستین از خویشتن فارغ است.واز هر چه ترس رهاو شادمانی اش در بخشیدن است نه ستاندن. نیرومند ترین قدرت مغناطیسی موجود در عالم/
ای عشق معنای انتظار یک لحظه نیست/دیوانه شدن یه خاطرت کافی نیست/یک لحظه بایست یک جمله بگو/تکلیف دلی که عاشق اش کردی چیست؟
رودها با جاری شدن،سبزه ها با سبز شدن،کوهها با برافراشته ببودن وانسان با عشق معنا پیدا می کنند.
عشق یعنی به انسان ها اجازه دهیم آنگونه که دوست دارند در زندگی ما حضور داشته باشند.
زنهار که به جز عشق شغل دگری نگیرید.
عقل تا تدبیر واندیشه کند عشق رفته باشد تا هفتم سما/عقل تا جوید شتر از بهر حج رفته باشد عشق تا کوه صفا.
چون بال به بال عشق بستی /تا هست جعان همیشه هستی.
عرضه کردم دوجهان بر دل کار افتاده/بهجز از عشق تو باقی همه فانی دانست.
چون به عشق بر خوردم به راز پرستش پیوستم.
در جهخان هر کار خوب وماندی است /ردپای عشق در ان دیدنیست.
بسیار دیده ام که یکی را دوکرد تیغ.این تیغ عشق بین که دو تا را یکی کند.
هوهوی من ز هی هی طوفانی عشق است/هوهوی من از معرکه گردانی عشق است/از خاک سیه دانه آدم چو برامد /تقدیر نمودند که قربانی عشق است.
هر که را عشق نباشد نتوان زنده شمرد/هر که جانش زمحبت اثری یافت نمرد.
…وعشق صدای فاصله هاست…صدای فاصله هایی که غرق ابهامند…
وعشق…!فقط عشق مر رساند به امکان یک پرنده شدن…

 

 

» نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۶-۹۰       » نظرات : 0

تقدیم به تو که قشنگترین لبخند خدایی.
می دونی خوبی دور از تو بودنها چیه؟
اینکه می فهمم چقدر دوستت دارم.تورا خوب می بینم خوبی هایت را،قشنگی هایت
را.وقتی از تو دورم می فهمم عشق عشق یهنی چه؟
می فهمم دوست داشتن چه لذتی دارد وتجربه عشق چه حس زیبایی است.
وقتی از تو دورم تمام ثانیه هایم را خاطراتت پر می کنندوتمام لحظه هایم را حرفهایت
رنگین می سازند.
ومن آن وقت می فهمم چقدر زیباست بودنت در کنارم.
وچه باشکوه است بودن در عصری که من هستم.
وقتی ازتو دورم،خودم را می بینم که چقدر بی تحملم و چقدر بی صبر،وچقدر عشقم وچه
بی قرار!
وعشق تو یادم می دهد مقاوم باشم وصبور،وسعت یابم به اندازه عشقت،نامحدود وبی
ریا.
وقتی از تو دورم تمام تلخی های موجود در جهان مهمان قلبم می شوند تا شیرینی بودنت
را در کنارم قدر بدانم و سپاس بگذارم برای بودنت در لحظات زندگی ام
وقتی از تو دورم خدارا هم می بینم،ومی فهمم او چقدر عاشقانه ما را دوست دارد.
وآن وقت از عشق بودن لبریز می شوم.نبودنت را ارج می نهم تا بودنت را جشن بگیرم.

 

 

  • » دسته بندی ها: ادبیات , روابط , عاشقانه , متن ادبی