ناگفته های تو را نمی دانم.اما ناگفته های من غده ای شده که برسراسر سینه ام سنگینی می کند.وبغضی که گلویم را می فشارد.افسوس که چشمانمان دیدن می تواند وذهنمان تشخیص را.ولی زبانمان از گفتن هراس دارد!
  • معرفی کتاب ها
  • مطالب پیشنهادی
  • برچسب ها
rahae
متن ادبی ناگفته های من و تو
تاریخ:۰۳ مهر ۱۳۹۳
2-Copy
رمان تو را دوست دارم . . .
تاریخ:۱۶ آبان ۱۳۹۲
images
رمان بگذار زندگی سخن بگوید . . .
تاریخ:۳۰ فروردین ۱۳۹۲
GUT
رمان تندیس
تاریخ:۰۳ مرداد ۱۳۹۱

تاریخ:۰۲ تیر ۱۳۹۶
قدم میزنم…!
تاریخ:۱۸ شهریور ۱۳۹۴
رمان تندیس
تاریخ:۰۳ مرداد ۱۳۹۱
متن ادبی ناگفته های من و تو
تاریخ:۰۳ مهر ۱۳۹۳
رمان تو را دوست دارم . . .
تاریخ:۱۶ آبان ۱۳۹۲
رمان بگذار زندگی سخن بگوید . . .
تاریخ:۳۰ فروردین ۱۳۹۲
زندگی گواه توست
تاریخ:۲۲ اسفند ۱۳۹۰
گندمزار
تاریخ:۱۸ فروردین ۱۳۹۱
» نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 4

 

زیر این سقف منقش خط ناموزون نیست…کجی دایره از طرز نگاه من وتوست!
وقتی به کمک کسی می شتانی به این که اوکیست فکر نکن.خوب وبد بودن او به تو مربوط نیست به فکر کمک باش.
وقتی ذهن کسی آمادگی پذیرفتن حقیقتی رو ندارد .تو هرچه بیشتر سعی کنی حصا دفاعی او محکمتر می شود.
در مورد دیگران از آنجایی که آنها استاده اند قضاوت کنیم ،نه از جایی که خودمان ایستاده ایم.
گاه زخمی که به پا داشته ام زیر وبم های زمین را به آموخته است.
در جدال با مشکلا گاهی سکوت کنیم شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.
اگر قرار باشد به کسی وفادار بمانیم چه کسی مهمتر از خودمان وجود دارد.
شرط پیمان ازل نیست که من با همه رنگ…هر کجا می رود این مردم دنیا بروم.
می تونی دایره باشی یا خط تا بی نهایت.انتخاب با توست.
عبادت به جز خدمت خلق نیست…به تسبیح وسجاده ودلق نیست.
هر نوع استعدای در وجود بشر در چالش با زندگیست که خود را عیان می سازد.
با شیطان درون آدمها بجنگید نه با خود انها.
هر چیزی را باور کنید موقعیتی ایجاد می کنید که ان را تایید کند.
فاصله تابش خودرابادیگران تنظیم کن.خداوندخورشید رادرجایی قرار داده که گرم کن ولی نسوزاند.
چند می گویی سخن از عیب ونقص دیگران خویش را اول مداوا کن کمال این است وبس.

 

» نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 3

-عشق رها می کندآنچه را که نیاز خوانده می شود.
-عشق یعنی اینکه اگر اطرافیانت برخلاف میل تو انتخابی کردند محبت خودراازانهادریغ نکنی.
-بگذاردنیای بیرون تو همانی که هست باشد.جهان درون خودرامطابق با میل خود بیافرین.
-نخست باید مرکز خودرا پیدا کنیم.آنجا که حقیقت درونی واصالت من وما جادارد.
-پاسخ کس دیگری را به جای پاسخ خود نپذیر همواره برای ان کسی که هستی ارزش قائل شو.
-رویدادهای زندگی سبب می شود به یاد بیاوری چه کسی هستی.
-ایا باید از خدا بترسی که بد نباشی؟
-وقتی انچه روی می دهد رابه هررویداددیگری ترجیح دادی به استادی رسیده ای.
-راز زندگی ان نیست که هر چه می خواهید را داسته باشید.بلکه ان است که انچه را دارید را بخواهید.
-برای انجام هیچ کاری راه درست وجود ندارد.تنها راه همان است که تو انتخاب می کنی .راه خودرا راه درست کن.
-تمام اندیشه های بزرگ در اغاز اهانت خوانده می شوند.
-گوش فرادادن به خود تورا از گوش فرا دادن به تمام چیزهای دیگر باز می دارد.
-با دیگران همانی کن که دوست داری با تو بکنند.
-سعی نکن مشل کسی را حا کنی فقط شنونده خوبی باش.
-هنگامی که گمان می کنی تنها هستی به خدا رو کن.
-رضامندی نسبت به چیزی به معنای تایید ان نیست.به معنای ان است که چه با ان موافق باشید چه مخالف ان را با اغوش با پذیرا شوید.
-حتی تاریکترین لحظه ها موهبت خداوند است.
-هر انچه می رود باز می گردد.
-هیچ گاه به پشت سرت نگاه نکن.
-افرادی که برخلاف میل تو کار هایی انجام داده اند در زندگی هیچ اسیبی به تو نرسانده اند..
“نیل دونالدوالش”

» نویسنده: فرشته       » تاریخ انتشار: ۱۲-۱۹-۹۰       » نظرات : 1

 

 

زندگی کتابیست پر ماجرا،هیچگاه آن را به خاطر یک ورق اش دور نینداز.
من ببه خدا گفتم مرا آنگونه که می خواهی بساز وهمه چیز ازآنجا شروع شد.
کاش می دانستیم زندگی با همه وسعت خویش/ محفل ساده غم خوردن نیست/زندگی خوردن و خوابیدن نیست/اضطراب وهوس دیدن نادیدن نیست/ زندگی جنبش وجاری شدن است/از تماشاگه آغاز حیاط تا بدان جا که خدا می داند.
اگر بهترین ها را به زندگی ارائه نکنید نمی توانید از زندگی انتظار بهترین ها را داشته باشید.
زندگی فرایند پالایش است.یعنی شستشوی تمام نقابهایی که در مسیر زندگی به چهره زده اید.
زندگی تنها یک غروب نیست. هر زمان که خورشید در پهنه خون رنگ مغرب غروب می کند این را به ما می گوید.
زندگی پیدا کردن لکه های رنگی از دل تاریکی است.
زندگی به مانند پژوآک آست.هر چه را ازخود صادر کنی به تو برگردانده می شود.
زندگی را آگاهی تعیین نمی کند.بلکه آگاهی را زندگی می سازد.
زندگی این است که تو خود را وقف آفریدن چیزی کنی که به تو معنا می دهد.
مهمترین چیز در زندگی این است که بیاموزی چگونه عشق را دردیگران جاری کنی و بگذاری عشق در تو جاری شود.
زندگی سخت ساده است.خطر کن!وارد بازار شو چیزی را از دست نخواهی داد.قبا دستان تهی آمده ای وبا دست تهی خواهی رفت.فرصت بسیار کوتاه به ما داده اند تا سرزنده باشیم.
زندگی یک اسم نیست،فعل در حال شدن است.عشق نیست عاشق شدن است.رابطه نیست مرتبط شدن است.ترانه نیست ترانه خواندن است.رقص نیست رقصیدن است.
زندگی حکایت مرد یخ فروشی است که پرسیدم:فروختی؟گفت:نخریدند تمام شد.
میزی برای کار،کاری برای تخت، تختی برای خواب،خوابی برای جان،جانی برای مرگ،مرگی برای یاد،یادی برای سنگ.این بود زندگی!
زندگی چون گل سرخی است پر ازبرگ،پرازخار،پرازعطرلطیف،یادمان باشد اگر گلی را چیدیم عطر وبرگ و گل وخار همه همسایه دیوار به دیوار همند.
زندگی به کسی اطمینان نمی دهد فقط فرصت می دهد.
زندگی رویای خداست وما در این رویا رویای خود را می‌آفرینیم.
زندگی از جنس آب و شیشه نیست/ زندگی یک شاخه بی ریشه نیست/من شنیدم یک نفر با شکوه گفت:زندگی عشق است اندیشه نیست.
زندگی زیباست در مسیبرش هر چه نازیباست /آن تقصیر ماست.

 

 

  • » دسته بندی ها: ادبیات , زندگی , عشق , کلمات برگزیده